جلال الدين الرومي
283
فيه ما فيه ( فارسى )
اصفهانى به لفظ « شاعر » و ثعالبى با تعبيرى از قبيل « و يقال » در مورد قائل آن اكتفا كنند . در مناقب افلاكى هم اين بيت به صورت ديگر نقل شده و دلالت دارد كه مصراع دوم حكم مثل داشته و مصراع اول هم معروف نبوده و بدين جهت مصراع اول را به شكل ديگر ساخته و شعر را بدين صورت درآوردهاند . كما قال الحكيم فذا صواب * و يبقى الود ما بقى العتاب در امثال و حكم دهخدا طبع طهران ج 4 ص 2034 اين بيت مطابق نقل ثعالبى ذكر شده و به ابو تمّام طائى نسبت دادهاند ولى با فحص بليغ در ديوان ابو تمّام ملاحظه نگرديد و چنانكه معلوم است تمامت اين روايات در يك كلمه با متن حاضر اختلاف دارد زيرا در فيه ما فيه « و يبقى الحب » آمده است به جاى « و يبقى الودّ » . ( 59 ) س 18 ، « اگر در برادر خود الخ » نظير آن از مثنوى . هر كه را بينى شكايت مىكند * كان فلان كس راست طبع و خوى بد اين شكايتگر يقين خويش بد است * كه از آن بدخوى بدگوى آمده است ( ص 344 س 24 ) بدگمان باشد هميشه زشتكار * نامه خود خواند اندر حق يار ( ص 482 س 28 ) ( 60 ) س آخر ، « المؤمن مرآة المؤمن » حديث نبوى است و مذكور در جامع صغير ج 2 ص 183 و كنوز الحقائق ص 136 كه بدين عبارت : المؤمن مرآة اخيه المؤمن نيز وارد شده است . كنوز الحقائق ص 136 و نظير آن حديث ذيل است . انّ احدكم مرآة اخيه فاذا رأى به اذى فليمطه عنه كه سيوطى در جامع صغير ج 1 ص 84 ضبط كرده است . مولانا مضمون اين حديث را در مثنوى نيز مىآورد . مؤمنان آيينهء يكديگرند * اين خبر را از پيمبر آورند ( ص 35 س 28 ) سرّ ما را بىگمان موقن شود * زآنكه مؤمن آينهء مؤمن شود ( ص 83 س 13 )